حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 21

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

على القاعدة بخشى از خانه‌هاى مسكونى آنان بيرون باروى روستاها قرار گرفته و به يكديگر پيوستند ، اين پيوستگى افقى و سطحى ساختمان ، موجبات فراهم‌آمدن شهر يكدست و يكپارچه‌اى با حدّ اقلّ هفت محله ، به نام همان روستاهاى هفت گانه شد ، كه برج و بارو و قلاع روستاهاى ديروز و محلات امروز ، كه ارزش دفاعى خود را از دست داده ، در آن بر قرار و نمايان بود ، برج و باروهايى كه تا نزديك به دو قرن بعد ، يعنى هنگامى كه تاريخ قم در سال 372 ه تدوين شد ، همچنان برقرار بود ، و مصنف كتاب به صراحت درباره آنها مىگويد : ( حصون و حصارهاى اين ديها ، درين محال قائم و راسخ‌اند ، و علامت و نشان آنند ) . بعدها براى حراست از شهر قم ، باروى ديگرى پيرامون آن كشيدند ، ( و اين باروى از باغ دولت بكشيدند در كنار رودخانه ، تا درب نضر - چنانچه رودخانه در ميان آن جارى بود - و از درب نضر بكشيدند تا درب حسن بن على ، از يكجانب رودخانه - يعنى كه رودخانه بر يكطرف افتاده بود - و از آنجا بكشيدند تا درب قزدان و سعدآباد و جمر ، تا آنگاه كه به باغ دولت متصل گردانيدند ، و رودخانه بر طرف آن افتاده بود ، يعنى بر كنار آن بنا نهاده بودند . و همچنين بر ظاهر كميدان ، فراپيش صحارى مزدجان و غير آن ، باروى حصين محكم بكشيدند ) پس قم داراى دو بارو شد ، يكى پيرامون محله‌هاى واقع در شرق و جنوب « 1 » رودخانه ، و ديگرى پيرامون دو محله كميدان و مزدجان ، كه در غرب رودخانه قم بودند . گر چه در اين دوره ، و با تحولات به وجود آمده ، شهر قم زاده شد ، ليكن همچنان تا رسميت يافتن آن زمان زيادى مىطلبيد ، و در تمام اين سالها همچنان شهر قم و توابع آن ، از لحاظ ادارى و ماليات و خراج ، جزو كوره‌هاى ولايت اصفهان بشمار مىرفت .

--> ( 1 ) . رودخانه قم پيشتر از غرب قم به سمت شمال جريان داشت ، و بعدها بر اثر انباشته‌شدن گل و لاى به سمت غرب تغيير جهت داد .